حمد الله مستوفى قزوينى

44

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

805 همان يازده زن مُسُلمان شدند * ز كافر در اين دين نهان دم زدند براين‌كار كافر سخن گستريد : * امين دينى آورد تازه پديد ابو جهل سردارِ مخزوميان « 1 » * كه بُد بو الحكم كُنيتش آن زمان به گفتار مىگفت : « اگر زآنكه او * به مسجد درآيد بدين جست‌وجُو يكى كارش آرم ز خوارى به رُو * كه ديگر نجويد چنين آرزو » 810 اسامىّ ياران كنون گوش‌دار * از آن چل كه كردند دين اختيار از ايشان بگفتيم نُه را به نام * بجز هفت ، على بود و زيدِ غلام دو ديگر از اين پس كنم آشكار * بود حمزه و عُمّرِ نامدار كنون بيست و نُه را بدين جايگاه * بگويم كه پذرفت دين الّه اگرچه به ترتيب اسلامشان * نگويم ، بگويم كُنون نامشان ( 27 ) 815 سعيد ابن زيد آمد اسلام يافت * ز هشتم دَرَج جانِ او كام يافت دگر سعد بن زيد ابن نُفيل « 2 » * به دينِ خدا و نبى كرد ميل ابوذر ، كه غفّاريش بُد نسب * صُهيب « 3 » آنكه از روم خواندش عرب انيس آنكه بودش قَتَاده « 4 » پدر * چو عمّار بن ياسرِ نامور بلال آنكه بودش پدر بو رباح * به دين نبى يافت از بَد فلاح 820 چنين گفتى او ، : « هشتمين كس منم * كه دين يافت از حقّ دلِ روشنم » دگر جعفر آن مهترِ پاكزاد * كه بود از ابو طالب او را نژاد دگر خالد ابنِ سعيد ابن عاص * چو زر يافت در بوتهء دين خلاص چو خبَّاب ابن الأرَت « 5 » رفت پيش * بياراست جان را به پاكيزه كيش دگر زيد خطّاب اسلام يافت * سلمه دگر پور هشام « 6 » يافت 825 پس عبد اللّه ابن جحش يافت دين * كه اسلاميان راست خالِ گُزين « 7 »

--> ( 1 ) ( ب 807 ) . در اصل : محروميان . ( 2 ) ( ب 816 ) . ظاهرا منظور « سعد بن زيد ابن عمرو ابن نفيل » است . ( 3 ) ( ب 817 ) . صهيب رومى ، صهيب بن سنان . ( 4 ) ( ب 818 ) . در اصل : ح ؟ ؟ ؟ اده . ( 5 ) ( ب 823 ) . در اصل : حباب ابن الارب . ( 6 ) ( ب 824 ) . سلمة بن هشام بن المغيره ( العبر ) . ( 7 ) ( ب 825 ) . در اصل : خاك ( ؟ ) كه ظاهرا مصحّف « خال » است به معنى « دايى » . از آن باب كه وى « برادر زينب ، -